تبلیغات
شهید کلیپ - شهید مهدی باکری
 
 
 


مرجع آثار شهدا

شهید مهدی باکری
شهردار ارومیه‌ كه‌ بود ، دو هزار و هشتصد تومان‌ حقوق‌ می‌گرفت‌. یك‌ روز بهم‌ گفت‌ « بیا این‌ ماه‌ هر چی‌ خرج‌ داریم‌ رو كاغذ بنویسیم‌ ، تا اگه‌ آخرش‌ چیزی‌ اضافه‌ اومد بدیم‌ به‌ یه‌ فقیر. » همه‌ چیز را نوشتم‌ ؛ از واكس‌ كفش‌ گرفته‌ تا گوشت‌ و نان‌ و تخم‌مرغ‌. آخر ماه‌ كه‌ حساب‌ كردیم‌ ، شد دو هزار و ششصد و پنجاه‌ تومان‌. بقیه‌ی‌ پول‌ را داد لوازم‌ التحریر خرید ، داد به‌ یكی‌ از كسانی‌ كه‌ شناسایی‌ كرده‌ بود و می‌دانست‌ محتاجند.

گفت :‌  اینم‌ كفاره‌ی‌ گناهای‌ این‌ ماهمون‌

لودر گیر كرده‌ بود ؛ بقیه‌ی‌ ماشین‌ها پشتش‌. راننده‌ هر كاری‌ كرد ، نتوانست‌ در بیاید. گفت‌ :«برادر من‌ ، اگه‌ گاز كم‌تری‌ بدی‌ خودش‌ در می‌آد.»

راننده‌ عصبانی‌ شد و گفت‌: «من‌ دو ساعته‌ با این‌ لكنتی‌ ور می‌رم‌ نتونستم درش‌ بیارم‌. حالا تو از راه‌ نرسیده‌ ، می‌ گی‌ این‌ كار رو بكن‌ ، این‌كار رو نكن‌؟ اگه‌ راست‌ می‌گی‌ خودت‌ بیا درش‌ بیار.»

 حاجی‌ الله اكبر كه‌ گفت‌ ماشین‌ درآمد. راننده‌ از خوش‌حالی‌ نمی‌دانست‌ چه‌ كار كند. بهش كه‌ گفتند كی‌ بوده‌ ، از خجالت‌ سرخ‌ شد.

«با یک صلوات از سردار شهید مهدی باکری یاد کنید»


[ ] | [ کلمات کلیدی ] : خاطرات شهید مهدی باکری-شهید مهدی باکری-شهید باکری-خاطرات باکری-
ن : بچه هیئتی
ت : شنبه 25 شهریور 1391

 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.